شبكههاي نسل سوم (3G) خوب یا بد ؟

شبكههاي نسل سوم
با عرضه خدمات G3 در كشورهاي توسعهيافته و استفاده روزافزون مردم از شبكههاي نسل سوم، ميتوان اينگونه ادعا كرد كه هر شركتي كه سرويس نسل سوم را ارائه ندهد، بهزودي از فهرست انتخاب مشتريان حذف خواهد شد. همچنين از جهت ديگر ميتوان به اين مساله اينطور نگريست كه استفاده مردم از نرمافزارهاي تحت وب، وبسايتهاي شبكه اجتماعي و تعامل ميان آنها روزانه افزايش مييابد. بنابراين،وجود اينترنت قابل حمل و قابل عرضه، با سرعتي مناسب براي همگان تبديل به نيازي مبرم شده است و همگان انتظار دارند همهجا به اينترنت دسترسي داشته باشند.
بحث ورود نسل سوم شبكههاي مخابراتي بهايران با ورود اپراتور سوم مطرح شد. پس از ماجراي شركت اتصالات و در حال حاضر زينايران، بهنظر ميرسد كه بالاخره و پس از گذشت زمان زياد اين وعده كمابيش بهسمت عملي شدن پيش خواهد رفت. آيا شبكههاي نسل سوم ميتوانند پاسخگوي نياز اينترنتي كشور باشند؟
اين سوال در حالي مطرح ميشود كه هنوز استفاده از اينترنت در يك ايستگاه ثابت، با كندي و مشكل روبهروست و استفاده از سرويسهاي مجازي بهطور كافي به امري قابل اتكا تبديل نشده است. تراكنشهاي مالي و بانكي با ترس و لرز انجام ميشود و مردم هنوز روشهاي سنتي را به روشهاي الكترونيك ترجيح ميدهند. اين در حالي است كه شركتهاي بزرگ و بينالمللي خدماترساني الكترونيك، از راههاي نويني براي عرضه خدمات خود استفاده ميكنند. سرويس محاسبات ابري اين شركتها خبر از استفاده همه جانبه مردم از اينترنت براي امور روزمره ميدهد. ديگر مزاياي اينترنت سريع را نشماريم كه چطور باعث صرفهجويي در وقت و هزينه ميشود و كارايي و كيفيت را بالا ميبرد.
قدم اصلي براي رساندن ارتباطات الكترونيك به سطح وسيع مقبوليت در ميان مردم، ارزانشدن اينترنت، يا بهعبارت ديگر، دريافت پهناي باند بيشتر در ازاي پرداخت كمتر هزينه است. اين ارزاني خود باعث استفاده بيشتر مردم از آن خواهد شد. از طرف ديگر بهدليل بالارفتن سرعت تراكنشها و مطمئنتر شدن فضاي مجازي، نيازهاي كاربران نيز متعاقبا بالا ميرود و اين امري طبيعي است.
يكي از اصليترين شبكههاي نسل سوم، جدا از بهبودهاي سرويس مخابراتي، سرعت بالاي انتقال داده آنهاست كه قادر به تبادل اطلاعات تا 384كيلوبيت برثانيه (براي نقاط متحرك) و از 2مگابيت بر ثانيه براي نقاط ثابت هستند. اين نرخ بالاي انتقال اطلاعات، قطعا باعث آسانتر شدن زندگي در فضاي مجازي خواهد شد. اما سوالي كه مطرح ميشود، اين است كه با محدوديتي كه مسوولان براي كاربران حقيقي اينترنت قائل شدهاند (حداكثر 128كيلوبيت برثانيه) آيا اينترنت G3 هم بههمين سرنوشت دچار خواهد شد؟
اگر پاسخ به اين سوال، كه هنوز بهطور قطع مطرح نشده است، مثبت باشد در اين صورت نيازي بهوجود شبكههاي G3 نخواهد بود. چرا كه سرعت فعلي شبكههاي GPRS هم در صورت تخصيص پهناي باند كافي، ميتواند تا حدي كه تعيين شده است بالا برود. اگر پاسخ به اين سوال، منفي باشد، بهنظر ميرسد سياستهاي اعمال محدوديت براي اينترنتهاي خانگي نيز تغيير كند. كمبود پهناي باند و اعمال محدوديتهاي حجمي براي كاربران خانگي از مهمترين مشكلات اينترنت در كشور بهشمار ميروند كه عليرغم قول مسوولان براي ارزاني، هنوز مشتري چيزي را لمس نكرده است.


